آرامش

آدمک، آخر دنیاست، بخند ...

آنابل

آنابل رو دانلود کردم اووووووووووووووف

با اینکه میدونم خیلی ترسو ام و سریع جیغ میکشم و... ولی....

دانلود کردم ....

زنده موندم خبر میدم


۰ موافق ۰ مخالف

جواب یه نفر، دیشب

"بله حق با شماست فکر کنم حساس میشه که نگاش کنه:) البته دخترا که ماشالا چهارده سالگی به اندازه پسر بیست ساله میفهمن :دی البته مزاح بود یکی نیاد بگه نه این شکلی نیست :) "


 ینی چی الان؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

 یکم یجوری بهم برخورد!!

 بد گفتم که +18 ننویسه، حساستر میشن!؟ (یه بحث آماری بود که شاید یکم مناسب نبود، شاید)

حالا حتما باید جمله دوم رو میگفت ....؟! 

بی منظور!!

چیزی نمیگم بهش!!!!فقط یه :

:|
اییییییییییییییییییش!
اصن از حرفش خوشم نیومد!!!!
محاله من بخوام دوباره به وبش نظر بدم!!!
۰ موافق ۰ مخالف

نظرات + حذف پست ها

حذف پست ها!؟!؟!؟

خب شاید بخاطر عصبانی شدنم ... شایدم دلم کشید .... امیدوارم دیگه حذف نکنم!

غیر فعال کردن نظرات؟!!؟!؟

دیشب خودم مستعد برانگیختگی بودم و دقیقا کاری کردم که حالمو بدتر میکرد، اینجور مواقع اصلا، اصلا نباید حرفی بزنم چون انگار بیخیال و بی توجه ام و تقریبا هر چی بخوام میگم باعث میشه بعدش به "شدت" پشیمون بشم! "به شدت"!

دو تا اتفاق همزمان داشت می افتاد یه چی دیگه میشنیدم یا میخوندم یا ... دیگه .... دیگه دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در طی یه عملیات از حرف زدن دیگران به نحوی جلوگیری کردم و رفتم خوابیدم!!!!

البته که باید سعی میکردم آرامش خودم رو بیشتر حفظ کنم و هضم کنم!

ولی نشد دیه ... 

عادیه! آره ....

۰ موافق ۰ مخالف

بهترم -------- 5 بهمن 95

مامان رفت برام گوپیِ جدید خرید، دو تا ماده ی بار دار، تو یه تنگ که اندازه کفِ دسته!؟؟!؟! وحشتناکه!!!

باید احتمالا از خواهرم یه تنگ دیگه بگیرم ... حالا بچه هاشون کی بدنیا میان!؟!؟ اونهمه بچه که دوبل شدن رو چیکار کنم!؟!؟؟! وای!! ...

مامان میخواست خوشحال بشم ... ولی من از هیجان جیغی کشیدم که معمولا وقتی می ترسم، اونطوری جیغ میکشم ... تازه مامان توت فرنگی هم خرید ... آخه دیشب دلم گرفته بود، مامان رو صدا کردم بیاد کنارم بشینه ...

حرفی که از خیلی چیزا نمی تونم بهش بگم فقط میگم بیاد پیشم بشینه یه مدت کوتاهی ... :(.... (:

سندرم باعث میشه افکار بالا پایینی بیان سراغم ...

توضیحش تقریبا غیر ممکنه و شما 99 درصد نمی تونید تصورش کنید!

حالا کجاش رو دیدین، تلقین نمی کنم ولی احتمال داره خیلی یجورایی قاطی کنم و ...

نچ نچ نچ!!!!

متنفرم ازینکه حرف اشتباهی رو بزنم ... ازینکه یکی ناخودآگاه بهم فحش بده اونم درباره بیرحمی و ظلم ....

گاهی میگم کاش لال بودم و حرفی نمیزدم که باهاش کسی رو ناراحت کنم، شما هم که چیزی نمیدونید!!!

مهم نیست، در کل نسبت به دیشب بهترم و فعلا ضربان قلبم و ... خوبه؛

راستی دیشب قرص هم خوردم!!! قبل خواب تقریبا ... خووو بدک نبود؛


۰ موافق ۰ مخالف

تابوتِ ابریشمی

یه نفر، خیلی دلسوزه؛ تمام قوتش رو میزاره تا به کسایی که میخواد و "بنظر" می تونه، کمک کنه!

ولی نع!!!!!! 

گاهی گند می زنه ...

بدش میاد ازینکه جلوی دهنش رو بگیرن و نزارن که دفاع کنه نزارن که تکونی بخوره ... 

فال تاروت دقیق گفته بود انگار:

گاهی حس میکنم همه ی عالم و آدم بهم میگن بساز و بسوز، ساکت باش... 

گاهی انگار "کمپلس تو یه تابوتِ ابریشمی ام!!!!


۰ موافق ۰ مخالف

نفس عمیق و ادامه

خوب نیستم!
همین!
یکم هله هوله خوردم، بدتر شدم...
سندرم کارشو جانانه شروع کرده ...
نفس عمیق ... ادامه .... 
+
باید سکوت کنم و به سکوت نیاز دارم
۲ موافق ۰ مخالف

آدمک، آخر دنیاست ... بخند!

Related image

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

آن خدایی که تو بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است

فکر کن گریه چه زیباست بخند

صبح فردا به شبت نیست که نیست

تازه انگار که فرداست بخند

راستی آنچه به یادت دادیم

پر زدن نیست که درجاست بخند

آدمک نغمه آغاز نخوان

به خدا آخر دنیاست بخند

۱ موافق ۰ مخالف

100 دلخوشی کوچک من

ادامه مطلب ۱ موافق ۰ مخالف
جایی برای ...

شاید های من!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان